الشيخ أبو الفتوح الرازي

200

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

شهرى ايمان نياوردند تا سود كردى ( 1 ) ايمانشان مگر قوم يونس كه چون ايمان آوردند برداشتيم از ايشان عذاب هلاك در زندگانى دنيا ، و برخوردارى داديم [ ايشان را ] ( 2 ) تا به وقت مرگ . و اگر خواستى ( 3 ) خداى تو ، ايمان آوردى هر كه ( 4 ) در زمين [ است ] ( 5 ) همه به يك بار ، تو اكراه كنى مردمان را تا باشند مؤمن ؟ و نيست هيچ كس را كه ايمان آرد مگر به فرمان خداى ، و كند پليدى ( 6 ) بر آنان كه خرد ندارند ( 7 ) . بگو بنگرى تا چيست در آسمانها و زمين ، و چه گزيراند ( 8 ) آيتها و پيغامبران از قومى كه نيارند ايمان ؟ [ 158 - پ ] گوش مىدارند ايشان مگر مانند روزگار آنان كه گذشتند از پيش ايشان ؟ بگو گوش دارى كه من با ( 9 ) شما [ ام ] ( 10 ) از گوش دارندگان . پس برهانيديم پيغامبران [ ما ] ( 11 ) را و آنان را كه ايمان دارند ( 12 ) ، همچنين واجب است بر ما كه برهانيم مؤمنان را . بگو اى مردمان اگر بودى ( 13 ) در شكّ از دين من ، نپرستم ( 14 ) آنان را كه شما مىپرستى از فرود

--> ( 1 ) . آو ، آج ، بم ، لب ايشان را . ( 11 - 10 - 5 - 2 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب : خواهد . ( 4 ) . اساس : هر چه ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب را . ( 7 ) . آو ، آج ، بم ، لب : خرد را كار نبندند . ( 8 ) . مج : گريزاند . ( 9 ) . آو ، بم : وا / با . ( 12 ) . آو ، آج ، بم ، لب : آوردند . ( 13 ) . آو ، آج ، بم ، لب : هستى / هستيد . ( 14 ) . اساس : نه پرستيم / نپرستيم .